عَبِرات ([؟] عبارت) «گرفتن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- اِسْتودَن:❖ مورد ستاندهیافتن قرار دادن؛
- 🗝️مثال. بستههایی که دیروز گرفتم را برگرداندم.🔮معادل: بستهها هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) که دیروز اِسْتودَم (؟ مورد ستاندهیافتن قرار دادم) را تَبَرْگَرْدَم ([؟] مورد برگرشته قرار دادم).
- تَسَدّیدَن:❖ مورد مسدودیتگرفته قرار دادن؛
- 🗝️مثال. آن سنگ جلوی حرکت آب را گرفت.🔮معادل: سنگ هه ([؟] مذکور؛ یادشده) حَرِکاژ ([؟] حرکت) آب را تَسَدّید (؟ مورد مسدودیتگرفته قرار داد).
- تَاُرُکْدَن:❖ مورد زندانگرفته قرار دادن؛
- 🗝️مثال. آن پسر بچه مقداری خرده نان را برای گرفتن پرنده تله کرد.🔮معادل: پسر بچه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) قَدِرْئی ([؟] مقداری؛ میزانی) خرده نان را برای تَاُرُکْدَن (؟ مورد زندانگرفته قرار دادن) پرنده اَفْریبْد ([؟] مورد فریبزا قرار داد).
- کَسِبْدَن:❖ مورد کسبیتیافتن قرار دادن؛
- 🗝️مثال. تیمش را با گرفتن سه امتیاز پیروز کرد.🔮معادل: تیم اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را با کَسِبْدَن (؟ مورد کسبیتیافتن قرار دادن) سه امتیاز تَپیروزْد ([؟] مورد پیروزیگرفته قرار داد).
- تَهِیْدَن:❖ مورد تهیهشدن قرار دادن؛
- 🗝️مثال. دیروز یک داروی جدید گرفت، ولی دارو درد پاهایش را بیشتر کرد.🔮معادل: دیروز یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) دارو جدید تَهِیْد (؟ مورد تهیهشدن قرار داد)، ولی دارو هه ([؟] مذکور؛ یادشده) درد پاها اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بیشْد ([؟] مورد بیشتر شدن قرار داد).
- سارْدَن:❖ مورد تکیهگرفتن قرار دادن؛
- 🗝️مثال. در قطار باید میلهای را بگیری.🔮معادل: در قطار بایَد ([؟] باید) میله هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را بِساری (؟ مورد تکیهگرفتن قرار بدهی).