پرش به محتوا

کاردن

از واژسین

مصدر «کارْدَن» به‌معنی «مورد کارشدگی‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» گیرنده «مفعول» به‌عنوان سلسله عملیاتی از روی وظیفه بشود. این مصدر از «کار + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «کارْدَن»

بن‌های تصریفی «کارْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «کارِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «کارْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «کارِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «کار»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «کارِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «کارْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «کارِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: کارانْدَن ([؟] مورد کارشدگی‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَکارْدَن ([؟] مورد کارشدگی‌گرفته قرار دادن)؛ سِکارْدَن ([؟] مورد کارشدگی‌گرفته-کرده قرار دادن)؛ اِسْکارْدَن ([؟] مورد کارکننده قرار دادن)؛ تَسِکارْدَن ([؟] مورد کارشدگی‌گرفته-کرده‌دیده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «کاردن». فرایند اَنِجْدَن ([؟] مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سلسله عَمَلاژ ([؟] عمل):‌ [💬یا بعبارتی «مورد کارشدگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. کارْدَن ([؟] مورد کارشدگی‌گرفتن قرار دادن) نَصِبْدَن ([؟] مورد نصب‌یافتن قرار دادن) پنجره‌ها باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) خانه اَم ([؟] من/خودم) دیروز ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: به کار گرفتن نصب پنجره‌ها توسط خانه‌ام، دیروز بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /کارْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «کاردن»: بن گذشته در گذشته «کاردن»: «کارِتْد»؛ بن گذشته «کاردن»: «کارْد»؛ بن آینده در گذشته «کاردن»: «کارِتْن»«کار» (بن‌کنون «کاردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «کاردن»: «کارِنْت»؛ بن آینده «کاردن»: «کارْن»؛ بن آینده در آینده «کاردن»: «کارِنْن»
  1. تعریف «کاردن». یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سلسله عَمَلاژ ([؟] عمل) را اَنِجْدَن ([؟] مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد کارشدگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خانه اَم ([؟] من/خودم) نَصِبْدَن ([؟] مورد نصب‌یافتن قرار دادن) پنجره را کارْد (؟ مورد کارشدگی‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: دیروز خانه‌ام نصب کردن پنجره را به کارشدگی گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «کارْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:کارتدم آواثاء:کارتدی کارِتْد آواثاء:کارتدیم آواثاء:کارتدید آواثاء:کارتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] کارْدَم آواثاء:کاردی کارْد آواثاء:کاردیم آواثاء:کاردید آواثاء:کاردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:کارتنم آواثاء:کارتنی آواثاء:کارتند آواثاء:کارتنیم آواثاء:کارتنید آواثاء:کارتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:کارم آواثاء:کاری آواثاء:کارَد آواثاء:کاریم آواثاء:کارید آواثاء:کارند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:کارنتم آواثاء:کارنتی کارِنْت آواثاء:کارنتیم آواثاء:کارنتید آواثاء:کارنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:کارنم آواثاء:کارنی آواثاء:کارنَد آواثاء:کارنیم آواثاء:کارنید آواثاء:کارنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:کارننم آواثاء:کارننی آواثاء:کارننَد آواثاء:کارننیم آواثاء:کارننید آواثاء:کارننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «کارْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بکار - - آواثاء:بکارید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نکار - - آواثاء:نکارید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناکار - - آواثاء:ناکارید -

ترجمه

اَنِجْدَن (؟ مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) یِه (؟ یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سلسله عَمَلاژ (؟ عمل)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «کاردن»: To work