پرش به محتوا

وضحدن

از واژسین

مصدر «وَضِحْدَن» به‌معنی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» با «مفعول» به مفهوم یا معنای مشخص‌تری نائل بشود. این مصدر از «وضحـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَضِحْدَن»

بن‌های تصریفی «وَضِحْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وَضِحِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَضِحْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وَضِحِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَضِح»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وَضِحِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَضِحْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وَضِحِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: وَضِحانْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَوَضِحْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «وضحدن». فرایند دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن) وَضِحْماء ([؟] توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای وَضِحْدَن (؟ مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَبِرات ([؟] عبارت) هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بِهْتَر ([؟] دارای مزیت بیشتر) ئَد ([؟] است (فعل ربط)) از علی کُمَکاژ ([؟] فعل کمک‌گرفتن (یاری‌گرفتن)) بِخاهی ([؟] مورد خواسته‌شدن قرار بدهی).🌐ترجمه: برای توضیح یافتن آن عبارت، بهتر است از علی کمک بخواهی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَضِحْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وضحدن»: بن گذشته در گذشته «وضحدن»: «وَضِحِتْد»؛ بن گذشته «وضحدن»: «وَضِحْد»؛ بن آینده در گذشته «وضحدن»: «وَضِحِتْن»«وَضِح» (بن‌کنون «وضحدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وضحدن»: «وَضِحِنْت»؛ بن آینده «وضحدن»: «وَضِحْن»؛ بن آینده در آینده «وضحدن»: «وَضِحِنْن»
  1. تعریف «وضحدن». وَضِحْماء ([؟] توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. عَبِرات ([؟] عبارت) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) زیر را وَضِحْدِه ئَد (؟ مورد توضیح‌گرفتن قرار داده است).🌐ترجمه: آن عبارت با متن زیر توضیح یافته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وضحتدم آواثاء:وضحتدی وَضِحِتْد آواثاء:وضحتدیم آواثاء:وضحتدید آواثاء:وضحتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:وضحدم آواثاء:وضحدی وَضِحْد آواثاء:وضحدیم آواثاء:وضحدید آواثاء:وضحدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وضحتنم آواثاء:وضحتنی آواثاء:وضحتند آواثاء:وضحتنیم آواثاء:وضحتنید آواثاء:وضحتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وضحم آواثاء:وضحی آواثاء:وضحَد آواثاء:وضحیم آواثاء:وضحید آواثاء:وضحند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وضحنتم آواثاء:وضحنتی وَضِحِنْت آواثاء:وضحنتیم آواثاء:وضحنتید آواثاء:وضحنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:وضحنم آواثاء:وضحنی آواثاء:وضحنَد آواثاء:وضحنیم آواثاء:وضحنید آواثاء:وضحنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وضحننم آواثاء:وضحننی آواثاء:وضحننَد آواثاء:وضحننیم آواثاء:وضحننید آواثاء:وضحننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بوضح - - آواثاء:بوضحید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوضح - - آواثاء:نوضحید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوضح - - آواثاء:ناوضحید -

ترجمه

دارْدَن (؟ مورد داراشدن قرار دادن) وَضِحْماء (؟ توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «وضحدن»: To clarify؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «وضحدن»: To explain