پرش به محتوا

وردن

از واژسین

مصدر «وَرْدَن» به‌معنی «مورد وری‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» غیرمشمول‌کننده «مفعول»، از حوزه یا درونش، بشود. این مصدر از «ور + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَرْدَن»

بن‌های تصریفی «وَرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «وَرْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «وَرْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «وَرْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «وَرْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «وردن»: وَرانْدَن ([؟] مورد وری‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَوَرْدَن ([؟] مورد وری‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /وَرْدَن/📥 ریشه‌شناسی: ور + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | معکوس(های) «وردن»: آوَرْدَن ([؟] مورد درون‌گرفتن قرار دادن)
  1. تعریف «وردن». فرایند نَقِلْدَن ([؟] مورد نقلیت‌گرفتن قرار دادن) درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) جا هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) در بیرون:‌ [💬یا بعبارتی «مورد وری‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. وَرْدَن (؟ مورد وری‌گرفتن قرار دادن) کَتِباءْها ([؟] کتبیت‌یافته‌ها (مطلب‌ها)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوب نائِد ([؟] نبود (فعل ربط)).🌐ترجمه: خروجی گرفتن کتاب‌ها خیلی خوب نبود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وردن»: بن گذشته در گذشته «وردن»: «وَرْتِد»؛ بن گذشته «وردن»: «وَرْد»؛ بن آینده در گذشته «وردن»: «وَرْتِن»«وَر» (بن‌کنون «وردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وردن»: «وَرْنِت»؛ بن آینده «وردن»: «وَرْن»؛ بن آینده در آینده «وردن»: «وَرْنِن»
  1. تعریف «وردن». جا هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) در بیرون را باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) نَقِلْدَن ([؟] مورد نقلیت‌گرفتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد وری‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. کیف هه ([؟] مذکور؛ یادشده) کَتِباءْها ([؟] کتبیت‌یافته‌ها (مطلب‌ها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را وَرْد (؟ مورد وری‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آن کیف کتاب‌هایش را از درونش به خروجی گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وَرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ورتدم آواثاء:ورتدی وَرْتِد آواثاء:ورتدیم آواثاء:ورتدید آواثاء:ورتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:وردم آواثاء:وردی وَرْد آواثاء:وردیم آواثاء:وردید آواثاء:وردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ورتنم آواثاء:ورتنی آواثاء:ورتند آواثاء:ورتنیم آواثاء:ورتنید آواثاء:ورتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ورم وَرِی آواثاء:ورَد آواثاء:وریم وَرِیْد آواثاء:ورند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ورنتم آواثاء:ورنتی وَرْنِت آواثاء:ورنتیم آواثاء:ورنتید آواثاء:ورنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ورنم آواثاء:ورنی آواثاء:ورنَد آواثاء:ورنیم آواثاء:ورنید آواثاء:ورنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ورننم آواثاء:ورننی آواثاء:ورننَد آواثاء:ورننیم آواثاء:ورننید آواثاء:ورننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بور - - آواثاء:بورید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نور - - آواثاء:نورید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناور - - آواثاء:ناورید -

ترجمه

نَقِلْدَن (؟ مورد نقلیت‌گرفتن قرار دادن) درونی هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «وردن»: To take out