واراندن
ظاهر
مصدر «وارانْدَن» بهمعنی «مورد تحولیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی از نظری - ظاهری، ماهیتی، حالتی، یا وضعیتی - دچار تغییر و تحول بشود. این مصدر از «وار + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «وارانْدَن»
بنهای تصریفی «وارانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وارانِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وارانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وارانِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «واران»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وارانِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وارانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وارانِنْن»
فارسی
همچنین ببین: وارْدَن ([؟] مورد تحولیافتن قرار دادن)؛ اُوارْدَن ([؟] مورد تحولگرفتن قرار دادن)؛ تَوارْدَن ([؟] مورد تحولیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /وارانْدَن/📥 ریشهشناسی: وار + انـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «واراندن»: بَدِلانْدَن ([؟] مورد بدلیافتهشده قرار دادن)؛ دِگَرانْدَن ([؟] مورد خصوصیتگرفتهشده قرار دادن)؛ سانانْدَن ([؟] مورد بهساندرآمدهشده قرار دادن)؛ دیسانْدَن ([؟] معناء:دیساندن)؛ آلِسانْدَن ([؟] معناء:آلساندن)؛ کَرانْدَن ([؟] مورد کراندار شدن قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وارْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تحولیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. برای وارانْدَن (؟ مورد تحولیافتهشده قرار دادن) مویها اَت ([؟] تو) به آن حالَت ([؟] وضعیت بیرونی)، تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) یَتی ([؟] میزان کمی) آب بِهِشان ([؟] به آنها) بِپاشی ([؟] مورد پاشیدهشدن قرار بدهی).ترجمه: برای متحول کردن موهایت مشابه آن حالت، میتوانی کمی آب بهشان بزنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /وارانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «واراندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «واراندن»: «وارانِتْد»؛ بن گذشته «واراندن»: ↦«وارانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «واراندن»: «وارانِتْن»⟼«واران» (بنکنون «واراندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «واراندن»: «وارانِنْت»؛ بن آینده «واراندن»: ↦«وارانْن»؛ بن آینده در آینده «واراندن»: ↤«وارانِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وارْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تحولیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. مویها اَم ([؟] من/خودم) را دیروز بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) حالَت ([؟] وضعیت بیرونی) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) وارانْدَم (؟ معناء:واراندم).ترجمه: موهایم را دیروز مشابه آن حالت متحول کردم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وارانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بواران | - | - | آواثاء:بوارانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نواران | - | - | آواثاء:نوارانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناواران | - | - | آواثاء:ناوارانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «وارْدَن (؟ مورد تحولیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «واراندن»: To transform
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا