پرش به محتوا

واراندن

از واژسین

مصدر «وارانْدَن» به‌معنی «مورد تحول‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی از نظری - ظاهری، ماهیتی، حالتی، یا وضعیتی - دچار تغییر و تحول بشود. این مصدر از «وار + انـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وارانْدَن»

بن‌های تصریفی «وارانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وارانِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وارانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وارانِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «واران»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وارانِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وارانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وارانِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: وارْدَن ([؟] مورد تحول‌یافتن قرار دادن)؛ اُوارْدَن ([؟] مورد تحول‌گرفتن قرار دادن)؛ تَوارْدَن ([؟] مورد تحول‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وارْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحول‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. برای وارانْدَن (؟ مورد تحول‌یافته‌شده قرار دادن) موی‌ها اَت ([؟] تو) به آن حالَت ([؟] وضعیت بیرونی)، تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) یَتی ([؟] میزان کمی) آب بِهِشان ([؟] به آن‌ها) بِپاشی ([؟] مورد پاشیده‌شدن قرار بدهی).🌐ترجمه: برای متحول کردن موهایت مشابه آن حالت، می‌توانی کمی آب بهشان بزنی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وارانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «واراندن»: بن گذشته در گذشته «واراندن»: «وارانِتْد»؛ بن گذشته «واراندن»: «وارانْد»؛ بن آینده در گذشته «واراندن»: «وارانِتْن»«واران» (بن‌کنون «واراندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «واراندن»: «وارانِنْت»؛ بن آینده «واراندن»: «وارانْن»؛ بن آینده در آینده «واراندن»: «وارانِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وارْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحول‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. موی‌ها اَم ([؟] من/خودم) را دیروز بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) حالَت ([؟] وضعیت بیرونی) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) وارانْدَم (؟ معناء:واراندم).🌐ترجمه: موهایم را دیروز مشابه آن حالت متحول کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وارانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وارانتدم آواثاء:وارانتدی وارانِتْد آواثاء:وارانتدیم آواثاء:وارانتدید آواثاء:وارانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] وارانْدَم آواثاء:واراندی وارانْد آواثاء:واراندیم آواثاء:واراندید آواثاء:واراندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وارانتنم آواثاء:وارانتنی آواثاء:وارانتند آواثاء:وارانتنیم آواثاء:وارانتنید آواثاء:وارانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وارانم آواثاء:وارانی آواثاء:وارانَد آواثاء:وارانیم آواثاء:وارانید آواثاء:وارانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:واراننتم آواثاء:واراننتی وارانِنْت آواثاء:واراننتیم آواثاء:واراننتید آواثاء:واراننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:واراننم آواثاء:واراننی آواثاء:واراننَد آواثاء:واراننیم آواثاء:واراننید آواثاء:واراننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وارانننم آواثاء:وارانننی آواثاء:وارانننَد آواثاء:وارانننیم آواثاء:وارانننید آواثاء:وارانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وارانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بواران - - آواثاء:بوارانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نواران - - آواثاء:نوارانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناواران - - آواثاء:ناوارانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «وارْدَن (؟ مورد تحول‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «واراندن»: To transform