نخبدن
ظاهر
مصدر «نَخِبْدَن» بهمعنی «مورد انتخابیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» انتخابیافته بهعنوان «مفعول» بشود. این مصدر از «نخبـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «نَخِبْدَن»
بنهای تصریفی «نَخِبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «نَخِبْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «نَخِبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «نَخِبْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «نَخِب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «نَخِبْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «نَخِبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «نَخِبْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «نخبدن»: نَخِبانْدَن ([؟] مورد انتخابیافتهشده قرار دادن)؛ اُنَخِبْدَن ([؟] مورد انتخابگرفتن قرار دادن)؛ تَنَخِبْدَن ([؟] مورد انتخابیافته قرار دادن)؛ اُنَخِبانْدَن ([؟] مورد انتخابگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /نَخِبْدَن/📥 ریشهشناسی: نخبـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «نخبدن»: ربطاء:نخبدن/هر | متضاد «نخبدن»: ربطاء:نخبدن/ضد
- تعریف «نخبدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَخِباء ([؟] انتخابیافته (منتخب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد انتخابیافتن قرار دادن»]
- مثال. نَخِبْدَن (؟ مورد انتخابیافتن قرار دادن) بهترین فَرْمِثَنْدِه ([؟] برنامهنویسییافتهکننده (برنامهنویس)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) هَیِجْناک ([؟] هیجانییافته (هیجانبرانگیز)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: انتخاب یافتن بهعنوان بهترین برنامهنویس خیلی هیجانبرانگیز است.
عملواژه
- ️تلفظ: /نَخِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «نخبدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «نخبدن»: «نَخِبْتِد»؛ بن گذشته «نخبدن»: ↦«نَخِبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «نخبدن»: «نَخِبْتِن»⟼«نَخِب» (بنکنون «نخبدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «نخبدن»: «نَخِبْنِت»؛ بن آینده «نخبدن»: ↦«نَخِبْن»؛ بن آینده در آینده «نخبدن»: ↤«نَخِبْنِن»◀
- تعریف «نخبدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَخِباء ([؟] انتخابیافته (منتخب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد انتخابیافتن قرار دادن»]
- مثال. علی، بهترین فَرْمِثَنْدِه ([؟] برنامهنویسییافتهکننده (برنامهنویس)) را نَخِبْد (؟ مورد انتخابیافتن قرار داد).ترجمه: علی بهعنوان بهترین برنامهنویس انتخاب یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «نَخِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بنخب | - | - | آواثاء:بنخبید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ننخب | - | - | آواثاء:ننخبید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نانخب | - | - | آواثاء:نانخبید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَخِباء (؟ انتخابیافته (منتخب)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «نخبدن»: To designate (someone/something) as selected
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا