پرش به محتوا

فشردن

از واژسین

مصدر «فِشُرْدَن» به‌معنی «مورد فشرده‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» اعمال‌کننده فشار بر «مفعول» بشود. این مصدر از «فشر + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «فِشُرْدَن»

بن‌های تصریفی «فِشُرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «فِشُرِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فِشُرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «فِشُرِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فِشُر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «فِشُرِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فِشُرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «فِشُرِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: فِشُرانْدَن ([؟] مورد فشرده‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَفِشُرْدَن ([؟] مورد فشرده‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «فشردن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فِشُراء ([؟] فشرده‌یافته (فشار)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد فشرده‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. وزنه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) برای فِشُرْدَن ([؟] مورد فشرده‌یافتن قرار دادن) سَطِحاء ([؟] سطحیت‌گیر (سطح)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آن وزنه برای فشار وارد کردن بر آن سطح است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /فِشُرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فشردن»: بن گذشته در گذشته «فشردن»: «فِشُرِتْد»؛ بن گذشته «فشردن»: «فِشُرْد»؛ بن آینده در گذشته «فشردن»: «فِشُرِتْن»«فِشُر» (بن‌کنون «فشردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «فشردن»: «فِشُرِنْت»؛ بن آینده «فشردن»: «فِشُرْن»؛ بن آینده در آینده «فشردن»: «فِشُرِنْن»
  1. تعریف «فشردن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فِشُراء ([؟] فشرده‌یافته (فشار)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد فشرده‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. ۱۰ نیوتن این سَطِحاء ([؟] سطحیت‌گیر (سطح)) را فِشُرْدِه ئَد (؟ مورد فشرده‌یافتن قرار داده است).🌐ترجمه: ۱۰ نیوتن این سطح را فشار وارد کرده است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «فِشُرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:فشرتدم آواثاء:فشرتدی فِشُرِتْد آواثاء:فشرتدیم آواثاء:فشرتدید آواثاء:فشرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:فشردم آواثاء:فشردی فِشُرْد آواثاء:فشردیم آواثاء:فشردید آواثاء:فشردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:فشرتنم آواثاء:فشرتنی آواثاء:فشرتند آواثاء:فشرتنیم آواثاء:فشرتنید آواثاء:فشرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:فشرم آواثاء:فشری آواثاء:فشرَد آواثاء:فشریم آواثاء:فشرید آواثاء:فشرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:فشرنتم آواثاء:فشرنتی فِشُرِنْت آواثاء:فشرنتیم آواثاء:فشرنتید آواثاء:فشرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:فشرنم آواثاء:فشرنی آواثاء:فشرنَد آواثاء:فشرنیم آواثاء:فشرنید آواثاء:فشرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:فشرننم آواثاء:فشرننی آواثاء:فشرننَد آواثاء:فشرننیم آواثاء:فشرننید آواثاء:فشرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فِشُرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِفِشُر - - بِفِشُرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نفشر - - آواثاء:نفشرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نافشر - - آواثاء:نافشرید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فِشُراء (؟ فشرده‌یافته (فشار)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)