عملی کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «عملی کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- عَمَلانْدَن:❖ مورد عملیتگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. گفتههایم را عملی کردم.ترجمه: گویِشْدِهها ([؟] گفتهشدهها (گفتهها)) اَم ([؟] من/خودم) را عَمَلانْدَم (؟ مورد عملیتگرفتهشده قرار دادم).
همچنین ببین: واقعیت دادن؛ پیاده کردن؛ پیادهسازی کردن