شروع کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «شروع کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- شُروعانْدَن:❖ مورد شروعشگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. دیروز کارهایم را شروع کردم.معادل: دیروز کارها اَم ([؟] من/خودم) را شُروعانْدَم (؟ مورد شروعشگرفتهشده قرار دادم).
- آغِزانْدَن:❖ مورد آغازیتگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. دیروز پروژه جدیدی را در گیتهاب شروع کردیم.معادل: دیروز پروژه جدید هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را در گیتهاب آغِزانْدیم (؟ مورد آغازیتگرفتهشده قرار دادیم).
همچنین ببین: آغاز کردن؛ برپا کردن؛ احداث کردن؛ راه انداختن