پرش به محتوا

جیغ زدن

از واژسین

عَبِرات ([؟] عبارت) «جیغ زدن» معنی‌های زیر را دارائَد ([؟] دارا است):

  • جیغْدَن: مورد جیغ زدن از روی ترس قرار دادن؛
    🗝️مثال. وقتی موش را دید، جیغ زد: «موش»، و از اتاق به بیرون دوید.🔮معادل: وقتی موش هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بینْد ([؟] مورد دیده‌شدن قرار داد)، جیغْد (؟ مورد جیغ زدن از روی ترس قرار داد): «موش»، و از اتاق به بیرون دُوِمْد ([؟] مورد دویدن قرار گرفت).
  • هَوارْدَن: مورد جیغ زدن از روی درد قرار دادن؛
    🗝️مثال. وقتی سوزن در دستش فرو رفت، ناخودآگاه جیغ زد.🔮معادل: وقتی سوزن در دست اَش ([؟] مال آن؛ آن را) فُرومْد ([؟] مورد فرورفته شدن قرار گرفت)، ناآگاهانه هَوارْد (؟ مورد جیغ زدن از روی درد قرار داد).
  • عِرْدَن: مورد جیغ زدن از روی خشم قرار دادن؛
    🗝️مثال. در میان دعوا، آن‌قدر جیغ زد که همه ساکت شدند!🔮معادل: درمیان دعوا، آنقدر عِرْد (؟ مورد جیغ زدن از روی خشم قرار داد) که همه سُکومْدَنْد ([؟] مورد ساکت‌شدن قرار گرفتند)!
  • شیوَنْدَن: مورد جیغ‌اندوهانه‌زدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. وقتی خبر فوت همسرش را بهش دادند، جیغ زد و از حال رفت.🔮معادل: وقتی از فوت همسر اَش ([؟] مال آن؛ آن را) تَخَبَرْدَنْد ([؟] مورد باخبر شده قرار دادند) اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، شیوَنْد (؟ مورد جیغ‌اندوهانه‌زدن قرار داد) و غَشِمْد ([؟] مورد غش‌کرده شدن قرار گرفت).
  • لیکْدَن: مورد جیغ زدن از روی هیجان قرار دادن؛
    🗝️مثال. وقتی تیم مورد علاقه‌اش گل زد، از خوشحالی جیغ زد.🔮معادل: وقتی تیم [[حبدماء|آواثاء:حبدماء]] ([؟] معناء:حبدماء) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) گل زد، خوشانِه ([؟] به‌شکل خوشی (خوشحال)) لیکْد (؟ مورد جیغ زدن از روی هیجان قرار داد).