پرش به محتوا

تمرندن

از واژسین

مصدر «تَمَرِنْدَن» به‌معنی «مورد تمرین‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی بعنوان تمرین گرفته بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـمرندن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَمَرِنْدَن»

بن‌های تصریفی «تَمَرِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَمَرِنِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَمَرِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَمَرِنِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَمَرِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَمَرِنِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَمَرِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَمَرِنِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: مَرِنْدَن ([؟] مورد تمرین‌یافتن قرار دادن)؛ مَرِنانْدَن ([؟] مورد تمرین‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُمَرِنْدَن ([؟] مورد تمرین‌گرفتن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «مَرِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تمرین‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. با تَمَرِنْدَن (؟ مورد تمرین‌یافته قرار دادن) سُؤالاء ([؟] سوال‌یافته (مسئله)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، شاگران اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را چالِشانْد ([؟] مورد چالش‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: با به‌عنوان تمرین دادن آن مسئله، شاگردانش را به چالش انداخت.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَمَرِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تمرندن»: بن گذشته در گذشته «تمرندن»: «تَمَرِنِتْد»؛ بن گذشته «تمرندن»: «تَمَرِنْد»؛ بن آینده در گذشته «تمرندن»: «تَمَرِنِتْن»«تَمَرِن» (بن‌کنون «تمرندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تمرندن»: «تَمَرِنِنْت»؛ بن آینده «تمرندن»: «تَمَرِنْن»؛ بن آینده در آینده «تمرندن»: «تَمَرِنِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «مَرِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تمرین‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. در جَلِسانِل ([؟] اتاق جلسه (کلاس))، استاد هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِسْیاری ([؟] تعداد زیادی) سُؤالاء ([؟] سوال‌یافته (مسئله)) را برای دانشجوها اَش ([؟] مال آن؛ آن را) تَمَرِنْد (؟ مورد تمرین‌یافته قرار داد).🌐ترجمه: در کلاس درس، آن استاد کلی مسئله را به‌عنوان تمرین به دانشجوهایش داد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَمَرِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تمرنتدم آواثاء:تمرنتدی تَمَرِنِتْد آواثاء:تمرنتدیم آواثاء:تمرنتدید آواثاء:تمرنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تمرندم آواثاء:تمرندی تَمَرِنْد آواثاء:تمرندیم آواثاء:تمرندید آواثاء:تمرندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تمرنتنم آواثاء:تمرنتنی آواثاء:تمرنتند آواثاء:تمرنتنیم آواثاء:تمرنتنید آواثاء:تمرنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تمرنم آواثاء:تمرنی آواثاء:تمرنَد آواثاء:تمرنیم آواثاء:تمرنید آواثاء:تمرنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تمرننتم آواثاء:تمرننتی تَمَرِنِنْت آواثاء:تمرننتیم آواثاء:تمرننتید آواثاء:تمرننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تمرننم آواثاء:تمرننی آواثاء:تمرننَد آواثاء:تمرننیم آواثاء:تمرننید آواثاء:تمرننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تمرنننم آواثاء:تمرنننی آواثاء:تمرنننَد آواثاء:تمرنننیم آواثاء:تمرنننید آواثاء:تمرنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَمَرِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتمرن - - آواثاء:بتمرنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتمرن - - آواثاء:نتمرنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتمرن - - آواثاء:ناتمرنید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «مَرِنْدَن (؟ مورد تمرین‌یافتن قرار دادن)»