تقربدن
ظاهر
مصدر «تَقُرِبْدَن» بهمعنی «مورد تقربگرفته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی با انجام اقداماتی، از جنبهای (تعاملی، معاشرتی، ارتباطی) به دیگری نزدیک بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)»] + ـقربدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَقُرِبْدَن»
بنهای تصریفی «تَقُرِبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَقُرِبِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَقُرِبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَقُرِبِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَقُرِب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَقُرِبِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَقُرِبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَقُرِبِنْن»
فارسی
مصدر
- ️تلفظ: /تَقُرِبْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)»] + ـقربدن❖ | همخانواده «تقربدن»: تَنَزْدیدَن ([؟] مورد نزدیکیگرفته قرار دادن) | متضاد «تقربدن»: ربطاء:تقربدن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «قُرِبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تقربگرفته قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /تَقُرِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تقربدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تقربدن»: «تَقُرِبِتْد»؛ بن گذشته «تقربدن»: ↦«تَقُرِبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تقربدن»: «تَقُرِبِتْن»⟼«تَقُرِب» (بنکنون «تقربدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تقربدن»: «تَقُرِبِنْت»؛ بن آینده «تقربدن»: ↦«تَقُرِبْن»؛ بن آینده در آینده «تقربدن»: ↤«تَقُرِبِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «قُرِبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تقربگرفته قرار دادن»]
- مثال. دوستان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را با تَحُرِمْدَن ([؟] مورد حرمتاحترامیگرفته قرار دادن) اِشان ([؟] آنها/خودشان) بِهَم ([؟] به هم) تَقُرِبْد (؟ مورد تقربگرفته قرار داد).ترجمه: با احترام گذاشتن دوستانش را بههم مقرب کرد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَقُرِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتقرب | - | - | آواثاء:بتقربید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتقرب | - | - | آواثاء:نتقربید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتقرب | - | - | آواثاء:ناتقربید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «قُرِبْدَن (؟ مورد تقربیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تقربدن»: To bring closer؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تقربدن»: To draw closer؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تقربدن»: To bring together
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی تکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین