پرش به محتوا

تعبردن

از واژسین

مصدر «تَعَبِرْدَن» به‌معنی «مورد تعبیرگرفته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی دلالت‌گر (نماد، تمثیل) مضمونی برشمرده بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـعبردن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَعَبِرْدَن»

بن‌های تصریفی «تَعَبِرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَعَبِرِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَعَبِرِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَعَبِرِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَعَبِرِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: عَبِرْدَن ([؟] مورد تعبیرگرفتن قرار دادن)؛ عَبِرانْدَن ([؟] معناء:عبراندن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «عَبِرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تعبیرگرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَعَبِرْدَن (؟ مورد تعبیرگرفته قرار دادن) داستان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) آشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌یافته‌شده قرار دادن) دو نسل باهَم ([؟] با هم) بایَد ([؟] باید) به بینار ([؟] عمل دیده‌شدن (دیدار)) دو شَخِصِیَّت ([؟] شخصیت؛ کارکتر) وَجِهْد ([؟] مورد توجه‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: برای تعبیر کردن آن داستان به آشتی دادن دو نسل به‌هم باید به دیدار دو شخصیت توجه کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَعَبِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تعبردن»: بن گذشته در گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرِتْد»؛ بن گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرْد»؛ بن آینده در گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرِتْن»«تَعَبِر» (بن‌کنون «تعبردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تعبردن»: «تَعَبِرِنْت»؛ بن آینده «تعبردن»: «تَعَبِرْن»؛ بن آینده در آینده «تعبردن»: «تَعَبِرِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «عَبِرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تعبیرگرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. داستان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) آشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌یافته‌شده قرار دادن) دو نسل باهَم ([؟] با هم) تَعَبِرْدَنْد (؟ مورد تعبیرگرفته قرار دادند).🌐ترجمه: آن داستان را به آشتی دادن دو نسل به‌هم تعبیر کردند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَعَبِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تعبرتدم آواثاء:تعبرتدی تَعَبِرِتْد آواثاء:تعبرتدیم آواثاء:تعبرتدید آواثاء:تعبرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تعبردم آواثاء:تعبردی تَعَبِرْد آواثاء:تعبردیم آواثاء:تعبردید تَعَبِرْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تعبرتنم آواثاء:تعبرتنی آواثاء:تعبرتند آواثاء:تعبرتنیم آواثاء:تعبرتنید آواثاء:تعبرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تعبرم آواثاء:تعبری آواثاء:تعبرَد آواثاء:تعبریم آواثاء:تعبرید آواثاء:تعبرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تعبرنتم آواثاء:تعبرنتی تَعَبِرِنْت آواثاء:تعبرنتیم آواثاء:تعبرنتید آواثاء:تعبرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تعبرنم آواثاء:تعبرنی آواثاء:تعبرنَد آواثاء:تعبرنیم آواثاء:تعبرنید آواثاء:تعبرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تعبرننم آواثاء:تعبرننی آواثاء:تعبرننَد آواثاء:تعبرننیم آواثاء:تعبرننید آواثاء:تعبرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَعَبِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتعبر - - آواثاء:بتعبرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتعبر - - آواثاء:نتعبرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتعبر - - آواثاء:ناتعبرید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «عَبِرْدَن (؟ مورد تعبیرگرفتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تعبردن»: To interpret؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تعبردن»: To construe