تصدقدن
ظاهر
مصدر «تَصَدِقْدَن» بهمعنی «مورد تصدیقگرفته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به صدق درآورده بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـصدقدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَصَدِقْدَن»
بنهای تصریفی «تَصَدِقْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَصَدِقْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَصَدِقْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَصَدِقْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَصَدِق»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَصَدِقْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَصَدِقْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَصَدِقْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «تصدقدن»: صَدِقْدَن ([؟] مورد تصدیقگرفتن قرار دادن)؛ صَدِقانْدَن ([؟] مورد تصدیقگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَصَدِقْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـصدقدن❖ | متضاد «تصدقدن»: تَکَذِبْدَن ([؟] مورد کذبیتگرفته قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «صَدِقْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تصدیقگرفته قرار دادن»]
- مثال. آیا برای تَصَدِقْدَن (؟ مورد تصدیقگرفته قرار دادن) دَعِوْماءْها ([؟] ادعاشوها (ادعاها)) اَت ([؟] تو) تَوانائی ([؟] توانا هستی) نَمِوْماء ([؟] نشانیگرفتهشو (نشانه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) بِاِرائی ([؟] ارائه بدهی)؟ترجمه: آیا برای تصدیق کردن ادعاهایت میتوانی نشانهای ارائه بدهی؟
عملواژه
- ️تلفظ: /تَصَدِقْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تصدقدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تصدقدن»: «تَصَدِقْتِد»؛ بن گذشته «تصدقدن»: ↦«تَصَدِقْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تصدقدن»: «تَصَدِقْتِن»⟼«تَصَدِق» (بنکنون «تصدقدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تصدقدن»: «تَصَدِقْنِت»؛ بن آینده «تصدقدن»: ↦«تَصَدِقْن»؛ بن آینده در آینده «تصدقدن»: ↤«تَصَدِقْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «صَدِقْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تصدیقگرفته قرار دادن»]
- مثال. قرآن کتابهای آسمانی پیشین اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را تَصَدِقْدِه ئَد (؟ مورد تصدیقگرفته قرار داده است).ترجمه: قرآن کتابهای آسمانی پیشینش را تصدیق کرده است.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَصَدِقْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتصدق | - | - | آواثاء:بتصدقید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتصدق | - | - | آواثاء:نتصدقید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتصدق | - | - | آواثاء:ناتصدقید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «صَدِقْدَن (؟ مورد تصدیقگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تصدقدن»: To acknowledge
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین