پرش به محتوا

تسهلدن

از واژسین

مصدر «تَسَهِلْدَن» به‌معنی «مورد سهولت‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی سهل‌کننده بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـسهلدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَسَهِلْدَن»

بن‌های تصریفی «تَسَهِلْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَسَهِلِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَسَهِلْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَسَهِلِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَسَهِل»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَسَهِلِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَسَهِلْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَسَهِلِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: سَهِلْدَن ([؟] مورد سهولت‌یافتن قرار دادن)؛ اُسَهِلْدَن ([؟] مورد سهولت‌گرفتن قرار دادن)؛ سَهِلانْدَن ([؟] مورد سهولت‌یافته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «سَهِلْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد سهولت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. تَسَهِلْدَن (؟ مورد سهولت‌یافته قرار دادن) این رویه‌ها خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تسهیل‌گر گرفتن این رویه‌ها خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَسَهِلْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تسهلدن»: بن گذشته در گذشته «تسهلدن»: «تَسَهِلِتْد»؛ بن گذشته «تسهلدن»: «تَسَهِلْد»؛ بن آینده در گذشته «تسهلدن»: «تَسَهِلِتْن»«تَسَهِل» (بن‌کنون «تسهلدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تسهلدن»: «تَسَهِلِنْت»؛ بن آینده «تسهلدن»: «تَسَهِلْن»؛ بن آینده در آینده «تسهلدن»: «تَسَهِلِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «سَهِلْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد سهولت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. هایَد ([؟] بهتر بوده/است/خواهد بود) این گویانِش ([؟] روند گفته‌یافته‌کنی (گویش)) واژگان را بِتَسَهِلیم (؟ مورد سهولت‌یافته قرار بدهیم).🌐ترجمه: بهتر است این شیوه تلفظ واژگان را به‌عنوان تسهیل‌گر بگیریم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَسَهِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تسهلتدم آواثاء:تسهلتدی تَسَهِلِتْد آواثاء:تسهلتدیم آواثاء:تسهلتدید آواثاء:تسهلتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تسهلدم آواثاء:تسهلدی تَسَهِلْد آواثاء:تسهلدیم آواثاء:تسهلدید آواثاء:تسهلدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تسهلتنم آواثاء:تسهلتنی آواثاء:تسهلتند آواثاء:تسهلتنیم آواثاء:تسهلتنید آواثاء:تسهلتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تسهلم آواثاء:تسهلی آواثاء:تسهلَد آواثاء:تسهلیم آواثاء:تسهلید آواثاء:تسهلند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تسهلنتم آواثاء:تسهلنتی تَسَهِلِنْت آواثاء:تسهلنتیم آواثاء:تسهلنتید آواثاء:تسهلنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تسهلنم آواثاء:تسهلنی آواثاء:تسهلنَد آواثاء:تسهلنیم آواثاء:تسهلنید آواثاء:تسهلنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تسهلننم آواثاء:تسهلننی آواثاء:تسهلننَد آواثاء:تسهلننیم آواثاء:تسهلننید آواثاء:تسهلننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَسَهِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتسهل - - آواثاء:بتسهلید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتسهل - - آواثاء:نتسهلید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتسهل - - آواثاء:ناتسهلید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «سَهِلْدَن (؟ مورد سهولت‌یافتن قرار دادن)»