پرش به محتوا

ترژندن

از واژسین

مصدر «تَرُژِنْدَن» به‌معنی «مورد رنگ‌ولعاب‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به‌عنوان رنگ و لعاب ویرایش‌گری گرفته بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـرژندن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَرُژِنْدَن»

بن‌های تصریفی «تَرُژِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَرُژِنِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَرُژِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَرُژِنِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَرُژِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَرُژِنِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَرُژِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَرُژِنِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: رُژِنْدَن ([؟] مورد رنگ‌ولعاب‌یافتن قرار دادن)؛ اُرُژِنْدَن ([؟] مورد رنگ‌ولعاب‌گرفتن قرار دادن)؛ رُژِنانْدَن ([؟] مورد رنگ‌ولعاب‌یافته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «رُژِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد رنگ‌ولعاب‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَرُژِنْدَن (؟ مورد رنگ‌ولعاب‌یافته قرار دادن) این چهره، این فاماءْها ([؟] رنگش‌یافته‌ها (رنگ‌آورها؛ رنگ‌ها)) را بَهِرانْد ([؟] مورد بهره‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: برای آرایش‌ساز کردن یان چهره، این رنگ‌ها را استفاده کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَرُژِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ترژندن»: بن گذشته در گذشته «ترژندن»: «تَرُژِنِتْد»؛ بن گذشته «ترژندن»: «تَرُژِنْد»؛ بن آینده در گذشته «ترژندن»: «تَرُژِنِتْن»«تَرُژِن» (بن‌کنون «ترژندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ترژندن»: «تَرُژِنِنْت»؛ بن آینده «ترژندن»: «تَرُژِنْن»؛ بن آینده در آینده «ترژندن»: «تَرُژِنِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «رُژِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد رنگ‌ولعاب‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. آرایشگر هه ([؟] مذکور؛ یادشده) لب سیاه و مژه قرمز را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) دامادها تَرُژِنْد (؟ مورد رنگ‌ولعاب‌یافته قرار داد).🌐ترجمه: آن آرایشگر لب سیاه و مژه قرمز را برای دامادها آرایش‌ساز کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَرُژِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ترژنتدم آواثاء:ترژنتدی تَرُژِنِتْد آواثاء:ترژنتدیم آواثاء:ترژنتدید آواثاء:ترژنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ترژندم آواثاء:ترژندی تَرُژِنْد آواثاء:ترژندیم آواثاء:ترژندید آواثاء:ترژندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ترژنتنم آواثاء:ترژنتنی آواثاء:ترژنتند آواثاء:ترژنتنیم آواثاء:ترژنتنید آواثاء:ترژنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ترژنم آواثاء:ترژنی آواثاء:ترژنَد آواثاء:ترژنیم آواثاء:ترژنید آواثاء:ترژنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ترژننتم آواثاء:ترژننتی تَرُژِنِنْت آواثاء:ترژننتیم آواثاء:ترژننتید آواثاء:ترژننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ترژننم آواثاء:ترژننی آواثاء:ترژننَد آواثاء:ترژننیم آواثاء:ترژننید آواثاء:ترژننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ترژنننم آواثاء:ترژنننی آواثاء:ترژنننَد آواثاء:ترژنننیم آواثاء:ترژنننید آواثاء:ترژنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَرُژِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بترژن - - آواثاء:بترژنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نترژن - - آواثاء:نترژنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناترژن - - آواثاء:ناترژنید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «رُژِنْدَن (؟ مورد رنگ‌ولعاب‌یافتن قرار دادن)»