پرش به محتوا

بستن

از واژسین

عَبِرات ([؟] عبارت) «بستن» معنی‌های زیر را دارائَد ([؟] دارا است):

  • بَنْدیدَن: مورد بسته‌شدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. درب اتاق را ببند!🔮معادل: درب اتاق را بِبَنْد (؟ مورد بسته‌شدن قرار بده)!
  • چِفانْدَن: مورد چفتیت‌یافته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. دکمه یقه‌ات را ببند!🔮معادل: چِفال ([؟] وسیله چفت‌یافتن (دکمه)) یقه اَت ([؟] تو) را بِچِفان (؟ مورد چفتیت‌یافته‌شده قرار بده)!
  • قُرُقْدَن: مورد مسدود شدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. کارگران خیابان را بسته‌اند.🔮معادل: کارگران خیابان را قُرُقْدِه ئِسَنْد (؟ مورد مسدود شدن قرار داده‌اند).
  • فَرِجْدَن: مورد گشوده شدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. قراردادمان را بسته‌ایم.🔮معادل: قَرِرْماء ([؟] مقررشو (قرارداد)) اِمان ([؟] ما) را فَرِجْدِه ئِسیم (؟ مورد گشوده شدن قرار داده‌ایم).
  • اَلِنْدَن: مورد تعلیق‌یافته شدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. بانک حسابم را بسته است.🔮معادل: بانک هه ([؟] مذکور؛ یادشده) حَسِبَت ([؟] میزان حساب‌گرفتگی (حساب)) اَم ([؟] من/خودم) را اَلِنْدِه ئس (؟ مورد تعلیق‌یافته شدن قرار داده است).
  • تَعَطِلْدَن: مورد تعطیلی‌گرفته قرار دادن؛
    🗝️مثال. چشمانم را بستم تا او را نبینم.🔮معادل: چشم‌ها اَم ([؟] من/خودم) را تَعَطِلْدَم (؟ مورد تعطیلی‌گرفته قرار دادم) تا او را نَبینَم ([؟] مورد دیده‌شدن قرار ندهم).
  • اُوِرْدَن: مورد سرهم‌شدن قرار دادن؛
    🗝️مثال. پس از باز کردن اسباب بازی‌هایش، نمی‌توانست آن‌ها را ببندد.🔮معادل: پَسَز ([؟] پس از) جُزِئْدَن ([؟] مورد جزء شدن قرار دادن) اسباب بازی‌ها اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، نِمی‌تَوانْد ([؟] مورد توانایی‌گرفتن قرار نمی‌داد) آنان ([؟] آن‌ها) را بِاُوِرَد (؟ مورد سرهم‌شدن قرار بدهد).