اوشدابدن
ظاهر
مصدر «اُؤِشْدابْدَن» بهمعنی «مورد خُلقبینیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» خلق یا رفتار تجربهشده توسط «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + ؤشدابدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُؤِشْدابْدَن»
بنهای تصریفی «اُؤِشْدابْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُؤِشْدابِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْدابْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُؤِشْدابِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْداب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُؤِشْدابِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْدابْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُؤِشْدابِنْن»
فارسی
همچنین ببین: دابْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافتن قرار دادن)؛ دابانْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافتهشده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتگرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلقدیدن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلقدیدهشده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیدهشده قرار دادن)؛ اِشْدابُؤانْدَن ([؟] معناء:اشدابواندن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُؤِشْدابْدَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + ؤشدابدن❖ | همردیف(های) «اوشدابدن»: ربطاء:اوشدابدن/هر
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «اِشْدابْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خُلقبینیافتن قرار دادن»]
- مثال. اُؤِشْدابْدَن (؟ مورد خُلقبینیافتن قرار دادن) علی باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) شیوه زِشْناک ([؟] دارای زشتی (زشت)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) غَمْناک ([؟] دارای غمیت) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).ترجمه: رفتارشدگی دیدن علی به آن شیوه زشت خیلی غمناک بود.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُؤِشْدابْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اوشدابدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِتْد»؛ بن گذشته «اوشدابدن»: ↦«اُؤِشْدابْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِتْن»⟼«اُؤِشْداب» (بنکنون «اوشدابدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِنْت»؛ بن آینده «اوشدابدن»: ↦«اُؤِشْدابْن»؛ بن آینده در آینده «اوشدابدن»: ↤«اُؤِشْدابِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «اِشْدابْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خُلقبینیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُؤِشْدابْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باوشداب | - | - | آواثاء:باوشدابید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناوشداب | - | - | آواثاء:ناوشدابید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااوشداب | - | - | آواثاء:نااوشدابید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «اِشْدابْدَن (؟ مورد خُلقدیدن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اوشدابدن»: To reflect the experienced behavior of another
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی اکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین
- مصدر فارسی آمویاءی اوشکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اوشکنین