اتواندن
ظاهر
مصدر «اُتَوانْدَن» بهمعنی «مورد تواناییگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دارای توانایی یا توانمندیهای «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + تواندن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُتَوانْدَن»
بنهای تصریفی «اُتَوانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُتَوانِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُتَوانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُتَوانِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُتَوان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُتَوانِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُتَوانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُتَوانِنْن»
فارسی
همچنین ببین: تَوانْدَن ([؟] مورد توانایییافتن قرار دادن)؛ تَوانانْدَن ([؟] مورد توانایییافتهشده قرار دادن)؛ تَتَوانْدَن ([؟] مورد توانایییافته قرار دادن)؛ تَوانائْدَن ([؟] توانایییافته (توان) بودن)؛ اُتَوانائْدَن ([؟] توانا بودن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُتَوانْدَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + تواندن❖ | همردیف(های) «اتواندن»: ربطاء:اتواندن/هر | متضاد «اتواندن»: ربطاء:اتواندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «تَوانْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تواناییگرفتن قرار دادن»]
- مثال. اُتَوانْدَن (؟ مورد تواناییگرفتن قرار دادن) نِویسانْدَن ([؟] مورد نوشتیافتهشده قرار دادن) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: توانایی یافتن در نوشتن خیلی خوب است.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُتَوانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اتواندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اتواندن»: «اُتَوانِتْد»؛ بن گذشته «اتواندن»: ↦«اُتَوانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اتواندن»: «اُتَوانِتْن»⟼«اُتَوان» (بنکنون «اتواندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اتواندن»: «اُتَوانِنْت»؛ بن آینده «اتواندن»: ↦«اُتَوانْن»؛ بن آینده در آینده «اتواندن»: ↤«اُتَوانِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «تَوانْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تواناییگرفتن قرار دادن»]
- مثال. دَرْنَهایَت ([؟] در نهایت)، نِویسانْدَن ([؟] مورد نوشتیافتهشده قرار دادن) را پَسَز ([؟] پس از) کَرّاتی ([؟] دفعات زیادی) مَرِناء ([؟] تمرینیافته (تمرین)) اُتَوانْد (؟ مورد تواناییگرفتن قرار داد).ترجمه: بالاخره پس از کلی تمرین، نوشتن را در تواییش یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُتَوانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باتوان | - | - | آواثاء:باتوانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناتوان | - | - | آواثاء:ناتوانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااتوان | - | - | آواثاء:نااتوانید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «تَوانْدَن (؟ مورد توانایییافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اتواندن»: To gain the ability؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «اتواندن»: To acquire the capability
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی اکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین