پرش به محتوا

سهدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۷ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «سُهْدَن» به‌معنی «مور احساس قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن احساس یا هیجانی، بخاطر تجربه‌های پیشین، در کسی یا چیزی برانگیخته بشود. این مصدر از «سهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سُهْدَن»

بن‌های تصریفی «سُهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «سُهِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سُهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «سُهِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سُه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «سُهِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سُهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «سُهِنْن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «سهدن». فرایند دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن) هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
    🚀مثال. سُهْدَن (؟ مور احساس قرار دادن) ترس هنگام بینْدَن ([؟] مورد دیده‌یافتن قرار دادن) شیر گرسنه در نزدیکی خود، خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) طَبیعْناک ([؟] دارای طبیعیت (طبیعی)) ئَد ([؟] است (فعل ربط))!🌐ترجمه: احساس ترس کردن هنگام دیدن شیر گرسنه در نزدیکی خود، خیلی طبیعی است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /سُهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سهدن»: بن گذشته در گذشته «سهدن»: «سُهِتْد»؛ بن گذشته «سهدن»: «سُهْد»؛ بن آینده در گذشته «سهدن»: «سُهِتْن»«سُه» (بن‌کنون «سهدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «سهدن»: «سُهِنْت»؛ بن آینده «سهدن»: «سُهْن»؛ بن آینده در آینده «سهدن»: «سُهِنْن»
  1. تعریف «سهدن». هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
    🚀مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیده‌یافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، وحشت شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!🌐ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، وحشت شدیدی را احساس کردم.
    🚀مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیده‌یافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، یَتاً ([؟] به‌حالت کم‌میزان (کمی؛ اندکی)) وحشت هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!🌐ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، کمی احساس وحشت کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «سُهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:سهتدم آواثاء:سهتدی سُهِتْد آواثاء:سهتدیم آواثاء:سهتدید آواثاء:سهتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] سُهْدَم آواثاء:سهدی سُهْد آواثاء:سهدیم آواثاء:سهدید آواثاء:سهدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:سهتنم آواثاء:سهتنی آواثاء:سهتند آواثاء:سهتنیم آواثاء:سهتنید آواثاء:سهتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:سهم آواثاء:سهی آواثاء:سهَد آواثاء:سهیم آواثاء:سهید آواثاء:سهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:سهنتم آواثاء:سهنتی سُهِنْت آواثاء:سهنتیم آواثاء:سهنتید آواثاء:سهنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:سهنم آواثاء:سهنی آواثاء:سهنَد آواثاء:سهنیم آواثاء:سهنید آواثاء:سهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:سهننم آواثاء:سهننی آواثاء:سهننَد آواثاء:سهننیم آواثاء:سهننید آواثاء:سهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «سُهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بسه - - آواثاء:بسهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نسه - - آواثاء:نسهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناسه - - آواثاء:ناسهید -

ترجمه

دَرْیابْدَن (؟ مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن) هیجان
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «سهدن»: To feel