پرش به محتوا

وضحدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «وَضِحْدَن» به‌معنی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» با «مفعول» به مفهوم یا معنای مشخص‌تری نائل بشود. این مصدر از «وضحـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَضِحْدَن»

بن‌های تصریفی «وَضِحْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وَضِحِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَضِحْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وَضِحِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَضِح»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وَضِحِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَضِحْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وَضِحِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: وَضِحانْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَوَضِحْدَن ([؟] مورد توضیح‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «وضحدن». فرایند دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن) وَضِحْماء ([؟] توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای وَضِحْدَن (؟ مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) عَبِرات ([؟] عبارت) هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بِهْتَر ([؟] دارای مزیت بیشتر) ئَد ([؟] است (فعل ربط)) از علی کُمَکاژ ([؟] فعل کمک‌گرفتن (یاری‌گرفتن)) بِخاهی ([؟] مورد خواسته‌شدن قرار بدهی).🌐ترجمه: برای توضیح یافتن آن عبارت، بهتر است از علی کمک بخواهی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَضِحْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وضحدن»: بن گذشته در گذشته «وضحدن»: «وَضِحِتْد»؛ بن گذشته «وضحدن»: «وَضِحْد»؛ بن آینده در گذشته «وضحدن»: «وَضِحِتْن»«وَضِح» (بن‌کنون «وضحدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وضحدن»: «وَضِحِنْت»؛ بن آینده «وضحدن»: «وَضِحْن»؛ بن آینده در آینده «وضحدن»: «وَضِحِنْن»
  1. تعریف «وضحدن». وَضِحْماء ([؟] توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد توضیح‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. عَبِرات ([؟] عبارت) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) زیر را وَضِحْدِه ئَد (؟ مورد توضیح‌گرفتن قرار داده است).🌐ترجمه: آن عبارت با متن زیر توضیح یافته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وضحتدم آواثاء:وضحتدی وَضِحِتْد آواثاء:وضحتدیم آواثاء:وضحتدید آواثاء:وضحتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:وضحدم آواثاء:وضحدی وَضِحْد آواثاء:وضحدیم آواثاء:وضحدید آواثاء:وضحدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وضحتنم آواثاء:وضحتنی آواثاء:وضحتند آواثاء:وضحتنیم آواثاء:وضحتنید آواثاء:وضحتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وضحم آواثاء:وضحی آواثاء:وضحَد آواثاء:وضحیم آواثاء:وضحید آواثاء:وضحند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وضحنتم آواثاء:وضحنتی وَضِحِنْت آواثاء:وضحنتیم آواثاء:وضحنتید آواثاء:وضحنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:وضحنم آواثاء:وضحنی آواثاء:وضحنَد آواثاء:وضحنیم آواثاء:وضحنید آواثاء:وضحنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وضحننم آواثاء:وضحننی آواثاء:وضحننَد آواثاء:وضحننیم آواثاء:وضحننید آواثاء:وضحننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَضِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بوضح - - آواثاء:بوضحید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوضح - - آواثاء:نوضحید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوضح - - آواثاء:ناوضحید -

ترجمه

دارْدَن (؟ مورد داراشدن قرار دادن) وَضِحْماء (؟ توضیح‌گرفته‌شو (توضیح)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «وضحدن»: To clarify؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «وضحدن»: To explain