پرش به محتوا

تعبردن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۹ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَعَبِرْدَن» به‌معنی «مورد تعبیرگرفته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی دلالت‌گر (نماد، تمثیل) مضمونی برشمرده بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـعبردن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَعَبِرْدَن»

بن‌های تصریفی «تَعَبِرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَعَبِرِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَعَبِرِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَعَبِرِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَعَبِرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَعَبِرِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: عَبِرْدَن ([؟] مورد تعبیرگرفتن قرار دادن)؛ عَبِرانْدَن ([؟] معناء:عبراندن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «عَبِرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تعبیرگرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَعَبِرْدَن (؟ مورد تعبیرگرفته قرار دادن) داستان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) آشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌یافته‌شده قرار دادن) دو نسل باهَم ([؟] با هم) بایَد ([؟] باید) به بینار ([؟] عمل دیده‌شدن (دیدار)) دو شَخِصِیَّت ([؟] شخصیت؛ کارکتر) وَجِهْد ([؟] مورد توجه‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: برای تعبیر کردن آن داستان به آشتی دادن دو نسل به‌هم باید به دیدار دو شخصیت توجه کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَعَبِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تعبردن»: بن گذشته در گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرِتْد»؛ بن گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرْد»؛ بن آینده در گذشته «تعبردن»: «تَعَبِرِتْن»«تَعَبِر» (بن‌کنون «تعبردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تعبردن»: «تَعَبِرِنْت»؛ بن آینده «تعبردن»: «تَعَبِرْن»؛ بن آینده در آینده «تعبردن»: «تَعَبِرِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «عَبِرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تعبیرگرفته قرار دادن»]
    🚀مثال. داستان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) آشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌یافته‌شده قرار دادن) دو نسل باهَم ([؟] با هم) تَعَبِرْدَنْد (؟ مورد تعبیرگرفته قرار دادند).🌐ترجمه: آن داستان را به آشتی دادن دو نسل به‌هم تعبیر کردند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَعَبِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تعبرتدم آواثاء:تعبرتدی تَعَبِرِتْد آواثاء:تعبرتدیم آواثاء:تعبرتدید آواثاء:تعبرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تعبردم آواثاء:تعبردی تَعَبِرْد آواثاء:تعبردیم آواثاء:تعبردید تَعَبِرْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تعبرتنم آواثاء:تعبرتنی آواثاء:تعبرتند آواثاء:تعبرتنیم آواثاء:تعبرتنید آواثاء:تعبرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تعبرم آواثاء:تعبری آواثاء:تعبرَد آواثاء:تعبریم آواثاء:تعبرید آواثاء:تعبرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تعبرنتم آواثاء:تعبرنتی تَعَبِرِنْت آواثاء:تعبرنتیم آواثاء:تعبرنتید آواثاء:تعبرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تعبرنم آواثاء:تعبرنی آواثاء:تعبرنَد آواثاء:تعبرنیم آواثاء:تعبرنید آواثاء:تعبرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تعبرننم آواثاء:تعبرننی آواثاء:تعبرننَد آواثاء:تعبرننیم آواثاء:تعبرننید آواثاء:تعبرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَعَبِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتعبر - - آواثاء:بتعبرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتعبر - - آواثاء:نتعبرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتعبر - - آواثاء:ناتعبرید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «عَبِرْدَن (؟ مورد تعبیرگرفتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تعبردن»: To interpret؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تعبردن»: To construe