ثباندن
مصدر «ثَبانْدَن» بهمعنی «مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی تثبیتشونده با عامل یا مسببی بشود. این مصدر از «ثبـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «ثَبانْدَن»
بنهای تصریفی «ثَبانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «ثَبانِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «ثَبانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «ثَبانِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «ثَبان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «ثَبانِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «ثَبانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «ثَبانِنْن»
فارسی
همچنین ببین: ثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتیافتن قرار دادن)؛ اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)؛ اِشْثَبْدَن ([؟] مورد ثبتیافتدیدن قرار دادن)؛ تَاِشْثَبْدَن ([؟] مورد ثبتیافتدیده قرار دادن)؛ تَثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /ثَبانْدَن/📥 ریشهشناسی: ثبـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «ثباندن»: ربطاء:ثباندن/هر | متضاد «ثباندن»: فَرامویانْدَن ([؟] مورد فراموشیگرفتهشده قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «ثَبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. ثَبانْدَن (؟ مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن) اِطَلِعاءْها ([؟] اطلاعیافتهها (اطلاعات)) باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک)
PostgreSQL، نَخِباء ([؟] انتخابیافته (منتخب)) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: ثبت کردن اطلاعات بهوسیلهPostgreSQL، انتخاب خوبی است.
- مثال. ثَبانْدَن (؟ مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن) اِطَلِعاءْها ([؟] اطلاعیافتهها (اطلاعات)) باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک)
عملواژه
- ️تلفظ: /ثَبانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ثباندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «ثباندن»: «ثَبانِتْد»؛ بن گذشته «ثباندن»: ↦«ثَبانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «ثباندن»: «ثَبانِتْن»⟼«ثَبان» (بنکنون «ثباندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «ثباندن»: «ثَبانِنْت»؛ بن آینده «ثباندن»: ↦«ثَبانْن»؛ بن آینده در آینده «ثباندن»: ↤«ثَبانِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «ثَبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «ثَبانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بثبان | - | - | آواثاء:بثبانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نثبان | - | - | آواثاء:نثبانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناثبان | - | - | آواثاء:ناثبانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «ثَبْدَن (؟ مورد تثبیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «ثباندن»: To cause X to be stabilized