پرش به محتوا

شروعدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۳۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «شُروعْدَن» به‌معنی «مورد شروعش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» نخستین قدم برای شروع «مفعول» بشود. این مصدر از «شروعـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «شُروعْدَن»

بن‌های تصریفی «شُروعْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «شُروعِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «شُروعْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «شُروعِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «شُروع»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «شُروعِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «شُروعْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «شُروعِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: شُروعانْدَن ([؟] مورد شروعش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُشُروعْدَن ([؟] مورد شروعش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَشُروعْدَن ([؟] مورد شروعش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /شُروعْدَن/📥 ریشه‌شناسی: شروعـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | هم‌ردیف(های) «شروعدن»: آغِزْدَن ([؟] مورد آغازش‌یافتن قرار دادن)؛ اَسِسْدَن ([؟] مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن) | متضاد «شروعدن»: خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمه‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «شروعدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) شُروعاء ([؟] معناء:شروعاء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد شروعش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) شُروعْدَن (؟ مورد شروعش‌یافتن قرار دادن) روز کار آبدارچی، بایَد ([؟] باید) کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار دادن) نان را نَظَرانْد ([؟] مورد انتظاریافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: برای شروع یافتن روز کاری آبدارچی، باید خریدن نان را در نظر گرفت.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /شُروعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «شروعدن»: بن گذشته در گذشته «شروعدن»: «شُروعِتْد»؛ بن گذشته «شروعدن»: «شُروعْد»؛ بن آینده در گذشته «شروعدن»: «شُروعِتْن»«شُروع» (بن‌کنون «شروعدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «شروعدن»: «شُروعِنْت»؛ بن آینده «شروعدن»: «شُروعْن»؛ بن آینده در آینده «شروعدن»: «شُروعِنْن»
  1. تعریف «شروعدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) شُروعاء ([؟] معناء:شروعاء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد شروعش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار دادن) نان، روز کاری اَم ([؟] من/خودم) را می‌شُروعَد (؟ مورد شروعش‌یافتن قرار می‌دهد).🌐ترجمه: با خریدن نان، روز کاریم شروع می‌یابد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «شُروعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:شروعتدم آواثاء:شروعتدی شُروعِتْد آواثاء:شروعتدیم آواثاء:شروعتدید آواثاء:شروعتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:شروعدم آواثاء:شروعدی شُروعْد شُروعْدیم آواثاء:شروعدید آواثاء:شروعدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:شروعتنم آواثاء:شروعتنی آواثاء:شروعتند آواثاء:شروعتنیم آواثاء:شروعتنید آواثاء:شروعتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:شروعم آواثاء:شروعی آواثاء:شروعَد آواثاء:شروعیم آواثاء:شروعید آواثاء:شروعند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:شروعنتم آواثاء:شروعنتی شُروعِنْت آواثاء:شروعنتیم آواثاء:شروعنتید آواثاء:شروعنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:شروعنم آواثاء:شروعنی آواثاء:شروعنَد آواثاء:شروعنیم آواثاء:شروعنید آواثاء:شروعنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:شروعننم آواثاء:شروعننی آواثاء:شروعننَد آواثاء:شروعننیم آواثاء:شروعننید آواثاء:شروعننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «شُروعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بشروع - - آواثاء:بشروعید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نشروع - - آواثاء:نشروعید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناشروع - - آواثاء:ناشروعید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) شُروعاء (؟ معناء:شروعاء) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «شروعدن»: To be started