پرش به محتوا

صدمدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۵۰ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «صَدِمْدَن» به‌معنی «مورد صدمه‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» یک آسیب فیزیکی «مفعول» بشود. این مصدر از «صدمـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «صَدِمْدَن»

بن‌های تصریفی «صَدِمْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «صَدِمِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «صَدِمْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «صَدِمِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «صَدِم»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «صَدِمِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «صَدِمْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «صَدِمِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: صَدِمانْدَن ([؟] مورد صدمه‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُصَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌گرفتن قرار دادن)؛ تَصَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /صَدِمْدَن/📥 ریشه‌شناسی: صدمـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | هم‌خانواده «صدمدن»: خَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیت‌یافتن قرار دادن)؛ آسیبْدَن ([؟] مورد آسیب‌یافتن قرار دادن)؛ نَقِصْدَن ([؟] مورد نقص‌یافتن قرار دادن)؛ خَسِرْدَن ([؟] مورد خسران‌یافتن قرار دادن)؛ ویرْدَن ([؟] مورد ویران‌یافتن قرار دادن) | متضاد «صدمدن»: مَرِمْدَن ([؟] مورد مرمت‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «صدمدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) صَدِماء ([؟] صدمه‌یافته (صدمه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد صدمه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. صَدِمْدَن (؟ مورد صدمه‌یافتن قرار دادن) خودرو اَش ([؟] مال آن؛ آن را) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: صدمه گرفتن خودروش خیلی بد بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /صَدِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «صدمدن»: بن گذشته در گذشته «صدمدن»: «صَدِمِتْد»؛ بن گذشته «صدمدن»: «صَدِمْد»؛ بن آینده در گذشته «صدمدن»: «صَدِمِتْن»«صَدِم» (بن‌کنون «صدمدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «صدمدن»: «صَدِمِنْت»؛ بن آینده «صدمدن»: «صَدِمْن»؛ بن آینده در آینده «صدمدن»: «صَدِمِنْن»
  1. تعریف «صدمدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) صَدِماء ([؟] صدمه‌یافته (صدمه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد صدمه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. شِکَنْدِگی ([؟] شکستگی) شیشه، خودرو اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را صَدِمْد (؟ مورد صدمه‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: شکستگی شیشه، خودروش را به صدمه گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «صَدِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:صدمتدم آواثاء:صدمتدی صَدِمِتْد آواثاء:صدمتدیم آواثاء:صدمتدید آواثاء:صدمتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:صدمدم آواثاء:صدمدی صَدِمْد آواثاء:صدمدیم آواثاء:صدمدید آواثاء:صدمدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:صدمتنم آواثاء:صدمتنی آواثاء:صدمتند آواثاء:صدمتنیم آواثاء:صدمتنید آواثاء:صدمتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:صدمم آواثاء:صدمی آواثاء:صدمَد آواثاء:صدمیم آواثاء:صدمید آواثاء:صدمند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:صدمنتم آواثاء:صدمنتی صَدِمِنْت آواثاء:صدمنتیم آواثاء:صدمنتید آواثاء:صدمنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:صدمنم آواثاء:صدمنی آواثاء:صدمنَد آواثاء:صدمنیم آواثاء:صدمنید آواثاء:صدمنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:صدمننم آواثاء:صدمننی آواثاء:صدمننَد آواثاء:صدمننیم آواثاء:صدمننید آواثاء:صدمننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «صَدِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بصدم - - آواثاء:بصدمید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نصدم - - آواثاء:نصدمید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناصدم - - آواثاء:ناصدمید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) صَدِماء (؟ صدمه‌یافته (صدمه)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)